من هم یلدا بازی ام را پست به عقب کردم. جداْ که شاهکارم! توجه داشته باشید که امروز ۲۵ دی ماه است و من از یلدا بازی منصرف شده بودم (خود ارنستو مشوقی بود برای منصرف شدنم
) برای همین نوشته ام را پست نکرده بودم.
من هم ارنستو را دعوت که نه! مجبور به این بازی می کنم!
چون از قدیم برخی از علما ایراد گرفته اند که کسی که لالایی بلد است چرا خوابش نمی برد؟! ![]()
![]()
کلاغ سبز را هم تشویق می کنم که منحرف شود و وسط امتحانات از شیوه ی پست به عقب کردن یلدا بازی ما استفاده کند.
در ضمن شرط می بندم که زفیر پشیمان می شود از اینکه چرا آدم خُلی مثل من را به این بازی دعوت کرده.
زیاد جدی نگیرید!
-----------------------------------------------------
پیوند: لینک اعتراض به بسته شدن صفحهي محيط زيست روزنامهي «آينده نو» را در این صفحه پیدا کنید --->این یکی را جدی بگیرید. (نمی دانم چرا بلاگفا قبول نمی کند مستقیم به پرشین پتیشن لینک بدهم؟!) لطف کنید محیط زیست را جدی بگیرید! این جدی گرفتن لطف در حق خودتان، عزیزانتان و نسل های بعد از شماست. پست قبلی را هم بخوانید تا ببینید محیط زیست تهران تا چه حد سرطانی شده.
پیوند های روزانه را هم ببینید گاه گاهی. باور کنید ضرر ندارد!
آمارهاي سال گذشته مديرطرح جامع كاهش آلودگي هواي تهران هم نشان ميدهد روزانه 27 تهراني بر اثر آلودگي هوا جان خود را از دست دادهاند و بر اساس اعلام مشاور شهردار تهران در امور محيط زيست، تنها در آبان ماه امسال3600 نفر بر اثر آلودگي هوا در تهران جان باختهاند.
از سوي ديگر سازمان بازرسي كل كشور در گزارش اخير خود اعلام كرد: فقدان متولي مشخص در امر مديريت و كنترل آلودگي هوا و انجام اين مهم توسط كميتهاي با ده عضو تحت عنوان «كميته اجرايي كاهش آلودگي هوا» و همچنين بررسي مصوبات اين كميته نشان ميدهد به علت ناكارآمدي، نبود ضمانت اجرايي لازم و تعلل برخي دستگاهها، مصوبات كميته مزبور در برخي موارد اصولا به اجرا در نيامده يا صرفا بخشي از آن عملي شده كه مجموعه شرايط فوق منجر به تشديد وضعيت نگران كننده كنوني شده است.
مسؤولان و كارشناسان در گفتوگو با ايسنا با تاكيد بر اين كه مصوبات كميته كاهش آلودگي هواي تهران از ضمانت اجرايي لازم برخوردار نيست خواستار تشكيل دادگاه ويژه آلودگي هوا در تهران شدند.
همچنين در حالي كه به اعتقاد كارشناسان زنگ خطر آلودگي هواي تهران به صدا درآمده است، رييس ستاد هواي پاك شهرداري تهران گفته است كه متوليان در كاهش آلودگي هوا موفقيتي كسب نكردهاند و مردم بايد انتظارات خود را در خصوص كاهش آلودگي هوا از دستگاهها مطالبه كنند. از سوي ديگر ضمانت اجرايي قوي در مصوبات كاهش آلودگي هواي تهران وجود ندارد و دستگاههاي ناظر نميدانند بايد از چه كسي در زمينه آلودگي هواي تهران پاسخ بخواهند و به اعتقاد يكي ديگر از كارشناسان در طول يك سال گذشته فعاليتهاي انجام شده در زمينه كاهش آلودگي هوا نمود چنداني نداشته است.
گزارش بانك جهاني هم حاكيست خسارات ساليانه آلودگي هوا در ايران 14 هزار و 420 ميليارد ريال معادل 6/1 درصد توليد ناخالص داخلي است.
همچنين بر اساس اعلام شركت كنترل كيفيت هوا سالانه حدود يك ميليون و 645 هزار تن انواع آلايندهها تنها از منابع متحرك به هواي تهران وارد ميشود كه از اين رقم حدود يك ميليون و 354 هزار تن آلاينده منوكسيدكربن، حدود 19 هزار تن آلاينده ذرات معلق، بيش از 109 هزار تن اكسيدهاي ازت و 156 هزار تن هيدروكربن است و بر اساس جديدترين گزارش بانك جهاني خسارت سالانه آلودگي هوا در ايران تا 10 سال آينده با 2 برابر شدن به حدود 16 ميليارد دلار در سال 2016 ميلادي ميرسد.
مديركل محيط زيست استان تهران:
دادگاه ويژه آلودگي هوا در تهران ايجاد شود
دستگاههاي اجرايي عليرغم پايان مهلت، گزارش اقدامات خود در خصوص كاهش آلودگي هوا را ارايه نكردهاند
كميته عالي كاهش آلودگي هوا به رياست معاون اول رييسجمهوري تشكيل شود
مهندس بزرگيان، مديركل محيط زيست استان تهران و دبير كميته هماهنگي و نظارت مواقع اضطراري آلودگي هواي تهران نيز با تاكيد بر ضرورت ايجاد دادگاه ويژه آلودگي هوا در تهران گفت: وضعيت آلودگي هواي پايتخت اگر وزش باد و بارندگي امسال را در نظر نگيريم، «بحراني» است.
وي با اشاره به اين كه تا 18 آذر ماه دستگاههاي اجرايي مهلت داشتند كه گزارش خود را در زمينه اقدامات انجام شده در كاهش آلودگي هوا ارايه كنند، افزود: بسياري از دستگاهها تا كنون اين گزارش را اريه نكردهاند و برخي هم گزارش عملكرد سالهاي قبل خود را ارايه كردهاند!
مديركل محيط زيست استان تهران با تاكيد بر اين كه كميته اجرايي كاهش آلودگي هواي تهران ضعيف است، گفت: افراد عضو در اين كميته اختيار تصميمگيري ندارند.
وي تاكيد كرد: براي حل مشكل آلودگي هواي پايتخت بايد كميتهاي در سطح عالي به رياست معاون اول رييسجمهوري و دبيري سازمان محيط زيست تشكيل شود و در آن رؤساي دستگاهها عضو باشند. از سوي ديگر شوراي نظارتي نيز متشكل از نمايندگان 3 قوه بايد بر عملكرد اين كميته نظارت كنند.
وي با تاكيد بر اين كه آلودگي هوا يك بحران ملي است، گفت: اين بحران همپاي زلزله خطرناك است و خسارات آن بيش از آن چيزي است كه ما تصور ميكنيم.
بزرگيان گفت: بخش اعظم كار در كاهش آلودگي هوا بر عهده وزارتخانههاي نفت، صنايع كشور و شهرداري است و اگر هر يك از آنها كار خود را انجام ندهند، محيط زيست به عنوان متولي نظارت اهرمي براي الزام كار به اين بخشها را در اختيار ندارد.
مدير كل محيط زيست استان تهران با اشاره به اينكه 30 درصد آلودگي هواي تهران مربوط به 540 هزار صنعت در تهران است، به ايسنا گفت: متاسفانه تنها 5 تا 7 درصد اين صنايع مورد پايش قرار ميگيرند. {...}بايد گفت كه 70 تا 80 درصد صنايع در استان تهران مجوز سازمان محيط زيست را ندارند.
رييس سابق سازمان حفاظت محيط زيست:
زنگ خطر آلودگي هواي تهران به صدا درآمد
هر روزي كه در اجراي برنامه كاهش آلودگي هواي تهران تأخير شود، مشكلات و چالشهاي جديد ايجاد ميشود
رييس سابق سازمان حفاظت محيط زيست به كميته اجرايي كاهش آلودگي هواي تهران اشاره كرد و يادآور شد: اين كميته كه وظيفه هماهنگي فرابخشي بين 15 دستگاه اجرايي را دارد در دوره قبل هر 2 هفته يكبار تشكيل ميشد؛ حال چرا با نظم و جديت دنبال نميشود؟
معاون محيط زيست انساني سازمان حفاظت محيط زيست:
عدم هماهنگي بين سازمانها مهمترين مشكل در كاهش آلودگي هواي تهران است
رييس ستاد هواي پاك شهرداري تهران:
متوليان آلودگي هوا در كاهش آلودگي هوا موفقيتي كسب نكردهاند
سپردن آلودگي هوا به باد نشانه شكست برنامههاي كاهش آلودگي هواست
مردم بايد انتظارات خود را در خصوص كاهش آلودگي هوا از دستگاهها مطالبه كنند
تنها راه كاهش آلودگي هواي تهران گسترش حمل و نقل عمومي است
رفع بحران آلودگي هواي تهران نيازمند استفاده از حمايتهاي بينالمللي است
ضمانت اجرايي قوي براي مصوبات كاهش آلودگي هواي تهران وجود ندارد
دستگاههاي ناظر نميدانند بايد از چه كسي در زمينه آلودگي هواي تهران پاسخ بخواهند
روزانه يكهزار و 200 تا يكهزار و 400 دستگاه خودرو به تهران افزوده ميشود ولي خودروي فرسوده از رده خارج نميشود
مدير طرح جامع كاهش آلودگي هواي تهران:
تهران 11 برابر مسكو و 23 برابر سن پترزبورگ آلودهتر است
مهمترين مشكل آلودگي هواي تهران عدم اجراي قانون است
بايد از تردد خودروهاي دودزا بر اساس قانون جلوگيري شود
فاجعه لندن روزي در تهران اتفاق ميافتد
ترافيك تهران بزودي قفل ميشود
خلاصه ای از گزارش ايسنا در آستانه هفته هواي پاك
این قضیه از نظر من هیچ معنایی جز "محدودیت" و "کنترل" ندارد!
من که حاضر نیستم وبلاگم را معرفی کنم. وبلاگ من یک وبلاگ غیر دولتی است و لزومی ندارد تحت نظارت و "ساماندهی" دولت قرار بگیرد.
فیلترینگ محدودیت کمی بود؟! لابد با این کار می خواهند به زودی اخطاریه و تهدید هم برای وبلاگ نویس ها بفرستند.
وبلاگ نویس های عزیز! لطفاً نسبت به این مساله بی تفاوت نباشید، به محدودیت بیش از پیش فکر کنید!
نوشته ی وبلاگ جمهور در این زمینه
پیوند جدید:سایتم را در هیچ جا ثبت نخواهم کرد!
زفیر هم منو دعوت کرده برای یلدا بازی. پس یعنی منم بازی؟!
مشکل اینجاست که دیگه شب یلدا گذشته.
این دو تا خصلت هم زمان با هم مشکل به وجود میارن. این اشکال بازیه که هم مناسبت خاصی داره هم دعوت کردنیه؛ یعنی دنباله داره. اما بازی جالبیه. یعنی برای من که جالبه برم چیزهایی رو راجع به وبلاگ نویس مورد علاقه ام بخونم که تا حالا نمی دونستم.
خوب حالا باید فقط راجع به خودم بگم؟! یعنی باید اعتراف کنم؟ چیزایی رو که بیننده های وبلاگم احتمالا نمی دونن؟!
1- من قبل از این هم وبلاگ داشتم اما ترکش کردم. هنوز هم وبلاگ قبلیمو دوست دارم اما نوشتن توی اون بنا به دلایلی دیگه برایم امکان پذیر نبود.
2- هنوز با بعضی چیزها کنار نمیام. چیزهایی هست که برای خیلی ها کاملاً عادی به نظر میاد، اما به نظر من غیر قابل درک و شاید غیر قابل تحمله. گاهی به این فکر می کنم که من غیر عادیم یا دیگران؟! همین چند روز پیش یکی از "دوستان" بهم گفت: "مگه تو اینجا زندگی نمی کنی؟! شاید تو از یه سیاره ی دیگه اومدی؟! از کدوم سیاره؟"
گاهی شبیه "هولدن کالفیلد"؛ شخصیت اصلی رمان "ناطوردشت" می شوم. البته فرق من با هولدن اینه که اونجوری جذب زنها )یا شاید مردها، چون جنس مخالف من هستند) نمی شوم. شاید آخر من رو هم بردن بیمارستان، چون با سیستم کنار نمیام. کسی چه می دونه؟!
3- دغدغه هام ایران، وضعیت و مشکلاتش، محیط زیست و حیوانات، آزادی، برابری،… خلاصه این چیزاست. اما فکر نکنید که خیلی آدم خوشحالی هستم. وضعیت سیاهه!!!!!
4- اول به اینترنت، بعد به موسیقی معتادم. به داستان و رمان خواندن علاقه دارم. طبیعت، کوه، برف، بارون، مسافرت رو دوست دارم. جدیداً فهمیدم که عاشق اسکی شدم، البته اگه اسکی هم عاشق من بشه، یعنی رخصت بده. (از قدیم گفته اند عشق یه سره درد سره! این کاملاً به من ثابت شده!!) داشت یادم میرفت: هنر! ، اهلشم...
5- (واقعاً فکر کردم باید اعتراف کنم!) تا حالا b.f نداشتم. آدم سختگیری هستم، با قواعد خودم بازی می کنم. هر پیشنهادی رو نمی پذیرم. در واقع شاید نمی تونم بپذیرم... اینجوریم دیگه! شاید زیادی ایده آل گرا هستم. به این که تا حالا این رابطه رو تجربه نکردم، نه افتخار می کنم، نه ازش شرمنده ام. با این حال آدمی عاطفی هستم. اگر با کسی دوست بشوم، باید از وابستگی ِبعدش بترسم.
****
وقتی موارد بالا را نوشتم، دیدم خیلی جدی و بی مزه است. بعد به جایش موارد پایین را نوشتم. اما حالا که بعد از قرنی بالاخره تصمیم گرفتم بفرستمشان روی وبلاگ، مانده ام کدام را بگذارم. برای همین هر دو را می گذارم، خودتان می توانید تصمیم بگیرید کدام بهتر است! :) خیلی دلقکانه شده این یلدا بازی من؛ با این همه تاخیر، حالا هم که دو جور بازی کرده ام!
1- بچه که بودم، با این که تا یک سنی شیطون نبودم (یعنی بعدش شدم!)، چندین بار سرم شکست و دو بار - و هر بار یکی از - پاهایم شکست! هنوز هم بلا زیاد سرم می آید؛ مثلاً این که دستم برود توی پنکه، یا بخورد به جایی و ضرب ببیند و...
2- مرد هایی که "شدیدا"ً موقع خوردن ملچ ملوچ می کنند، یا همه جای خود را "به شدت" می خارانند، در خیابان تف می اندازند یا آشکارا انگشت توی دماغشان می کنند، مرا "به شدت" عصبی می کنند و برایم غیر قابل تحمل هستند! چند بار در موقعیت های وحشتناکی قرار گرفته ام که کسی جلوی چشمم به شدت همه جای خود را می خاراند یا کسی بغل گوشم به طور غیر قابل تحملی ملچ ملوچ می کرد... :(
3- شب بیدار ماندن را خیلی دوست دارم و به محض اینکه بتوانم تغییر حالت می دهم و جغد می شوم.
4- وقتی بچه بودم، در خانه باغ وحش داشتم! همه جور حیوان خانگی داشته ام. (البته از نوع بی آزار، غیر خزنده و غیر حشره اش! راستی لاک پشت جزو کدام دسته است؟! خزنده که حساب نمی شود؟!! معلومات زیست شناسی ام کپک زده!) اما چند سالی است به دلیل مرگ ومیر آنها، و عواقب وخیم پس از آن، تا آنجا که بتوانم از نگهداری حیوانات خود داری می کنم.
5- مردم از نظر من دسته بندی های مختلف دارند؛ 1) آنهایی که حیوانات را دوست دارند و آنهایی که حیوانات را دوست ندارند...2) آنهایی که فیلم "نفس عمیق" را دوست دارند و آنهایی که دوست ندارند...3) آنهایی که آرمان گرا هستند و آنهایی که آرمان گرا نیستند 4) آنهایی که کتاب می خوانند(منظورم کتاب درسی یا فهمیه رحیمی یا چگونه همسر خوبی باشیم و رازهایی درباره ی ... نیست!) و آنهایی که کتاب نمی خوانند 5) آنهایی که طبیعت را دوست دارند و آنهایی که دوست ندارند و.... الی آخر...
ممنونم از دعوتت زفیر جان. می خواستم بنویسم اما ..... منصرف شدم. خیلی از شب یلدا گذشته.
در ضمن کامپیوترم همچنان خرابه و این بهانه ی بسیار مناسبیه برای مردنم در اینجا.
نوشته های پست نشده زیاد دارم. اینها هم رویش!!!
کی اهمیت می دهد؟!
با این که کارم هنوز ناتمام مانده (می خواستم راجب یکی دو تا کتاب بنویسم و بعضی قسمت های کتاب نگذار به بادبادک ها شلیک کنند را به این دلیل که دیگر چاپ نمی شود و نسخه های قدیمی اش نایاب است در اینجا بیاورم) اما نسبت به وبلاگ نویسی سرد شده ام!
تازه کار نیستم. دو سه سالی هست که وبلاگ می نویسم اما نظرم نسبت به وبلاگ نویسی کمی منفی شده.
فکر می کنم هیچ فایده ای ندارد. که چی بشود خزعبلات مرا چند نفر دیگر هم بخوانند؟! تازه من هم دو سه ماهی است که حوصله ی وبلاگ گردی ندارم و جز یکی دو تا ویلاگ به وبلاگ های دیگر سر نمی زنم که آنها هم بخواهند لطف کنند و نوشته هایم را در اینجا بخوانند.
اگر وبلاگ نبود شاید می توانستم برای نوشتن روی کاغذ (اساسی نوشتن) بیشتر وقت بگذارم.
به هر حال اگر نظری دارید که ممکن است بتواند نظر مرا بهتر کند یا تغییر دهد دریغ نکنید.
اگر هم موافقید باز هم خوشحال می شوم بدانم.