تبليغاتX
نگذار به بادبادک ها شلیک کنند!
همه ی آدم ها تنها هستند، حتی اگر ندانند!

فقط دو تا بد شانسی می توانست موجب این تاخیر در نوشتن گزارش تجمع، یا گذاشتن عکس های تجمع دوشنبه 5 شهریور در وبلاگم شود؛ یک: مریضی ، دو: جا به جایی ِ کامپیوتر و در دسترس نبودن عکس های ذخیره شده در کامپیوتر قبلی.

دیگر برای گزارش نوشتن دیر است و برخی از دوستان پیش از این زحمت این کار را کشیده اند. من در این نوشته تنها اشاره ای به برخی از جوانب تجمع خواهم داشت.

بعد از تجمع چیزی که بیش از همه می پرسند،« موفقیت یا عدم موفقیت تجمع» است. پرسشی که به نظر من دست کم به این زودی پاسخش روشن نمی شود. یک حرکت اعتراضی مدنی می تواند در طولانی مدت تاثیر خود را نشان دهد؛ با تغییراتی هرچند جزئی در کنش های مسوولان، یا حتی با اندک تغییری در رفتار و پندار مردم و شهروندانی که سابقاً سهمی در روندِ تغییرات ِ محیط زیست خود نداشتند یا حتی در این مورد آگاهی و شناخت لازم را دارا نبوده اند.

بعد از تجمع 18 بهمن 85 رو به روی سازمان میراث فرهنگی کشور(که از اولین اعتراضات حضوری ِ (!) آن موقع در زمینه ی میراث فرهنگی و محیط زیست بود)، یاد گرفته ام که صرف ِ تایید و وعده و وعید گرفتن از مسوولان، و از موضع پایین برخورد کردن مسوولان با معترضین نمی تواند نشان دهنده ی موفق بودن تجمع اعتراضی باشد زیرا این قبیل رفتار ها می تواند برآمده از تاک تیک های طرف مقابل یا حتی دستور مبنی بر خاتمه دادن ِ مسالمت آمیز تجمع باشد و این جور مواقع هزار جور وعده داده می شود و حرف زده می شود که ممکن است از فردای تجمع دیگر قابل دسترسی و حتی پیگیری نباشد. در مملکت ما هم که آسان ترین و کارا ترین راه برای اشخاص (به خصوص اگر دارای سِمَتی باشند) باز است: تکذیب کردن یا مقصر دیگری پیدا کردن و به گردن این سازمان، آن نهاد، مسوولان دولت سابق و غیره و غیره انداختن!

بنابر این به نظر من در این جور اعتراضات نمی شود نتیجه را آنی تخمین زد و موفقیت یا عدم موفقیت ِ حرکت اعتراضی را مشخص کرد.

چیزی که موفقیت ِ یک حرکت را تضمین می کند، تداوم ِ حرکت و پیگیری ِ اعتراضات است. بی شک محیط زیست ِ در حال احتضار ِ ایران و وخامت ِ اوضاع، با یک بار تجمع کردن بهبود نمی یابد و به سامان نمی شود.

تنها موفقیتی که در این مورد رد خور ندارد و از همان ابتدا می شود فهمید، افزوده شدن ِ تعداد معترضان است؛ این که چند نفر برای احقاق حق خود و آینده گان آمده اند و این که این بار چند نفر بیشتر از بار قبل قدم رنجه کرده اند.

تجمع روز دوشنبه 5 شهریور در پایان، خواسته ای قابل پیش بینی داشت؛ استعفای هرچه سریع تر ِخانم واعظ جوادی از ریاست سازمان. طبیعتاً در برابر عملکرد وحشتناک و مخرب یک سازمان، تنها پاسخ می تواند برکناری ِ رئیس سازمان باشد. پس از آن است که تازه می توان با آقای ایکس و خانم ایگرگ درباره ی "عملکرد" سازمان بحث و مذاکره کرد! اگر مسوولان سازمان حاضر می شدند رسماً به تصمیمات غلط و مُخرب خود در پروژه های مختلف سازمان اعتراف کنند، و دلایل و مقصران ِ اصلی ِ این رخ داد های ناهنجار زیست محیطی را بدون توجیه برشمارند و طی بیانیه ای رسمی از مردم  بابت خسارات جبران ناپذیری که به خاطر تصمیمات غیر مسوولانه ی سازمان حفاظت از محیط زیست، به محیط زیست ایران وارد آمده است، طلب بخشش کنند و متعهد شوند تا جایی که امکان پذیر است، جبران خسارت کنند، شاید دیگر خواسته ی مصرانه ی آن تجمع "استعفای هرچه سریع تر خانم  واعظ جوادی، رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست" نبود. اما این بهایی است که سازمانی چنین بی کفایت که در حقیقت "باید" منجی ِ محیط زیست باشد ولی در عمل خود یکی از دشمنان محیط زیست شده است، باید بپردازد. زیرا سبزهای ایران به خاطر وقایع دلخراشی که تاکنون در عرصه ی محیط زیست کشور رخ داده است، خشمگین و اندوهگین هستند.

پ.ن: عکس های تجمع را می توانید در پست پایین ببینید.

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin نوشته شده در  شنبه 1386/06/10ساعت 1:7  توسط اینجی  | 

 

1

در آغاز تجمع کنندگان جلوی فضای سبز سازمان، ساعتی را در زیر آفتاب گذراندند و پس از اینکه برایشان روشن شد مسوولان سازمان در اینجا اعتنایی نمی کنند، به سمت پله های ورودی ساختمان پیشروی کردند.

2

تجمع کنندگان به نشانه ی سوگواری برای محیط زیست ایران، پارچه ی مشکی به بازو های خود بسته بودند.

3

مرگ زودرس محیط زیست ایران را به ملت غیور ایران تسلیت می گوییم!5

شهروندان گرامی؛ از حقوق زیست محیطی خود چه می دانید؟!

4

گلستان، خجیر، سرخه حصار، بختگان، ارومیه و ... کجایی "خواهر"؟!! (منظور خواهر جوادی می باشد!)

باقی عکس ها را در ادامه ی مطلب ببینید...


ادامه مطلب
+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin نوشته شده در  شنبه 1386/06/10ساعت 1:0  توسط اینجی  | 

اعتراض قرار است از فضای مجازی بیرون برود. دوستداران محیط زیست ایران چگونه می توانند تنها با پشت کامپیوتر نشستن و پتیشن آنلاین امضا کردن یا کامنت گذاشتن و نوشتن در وبلاگ، وجدان خود را راضی نگه دارند؟

مطمئناً فجایع زیست محیطی که تا به امروز در ایران رخ داده است، به اندازه ای مهم است که واکنش ها و اعتراضات به آنها از دنیای مجازی اینترنت هم فراتر برود.

بنابر این روز دوشنبه ۵ شهریور ساعت ۱۱ صبح جلوی در پارک پردیسان جمع خواهیم شد تا اعتراض خود را به روند تخریب روز افزون محیط زیست ایران بسیار رساتر و تاثیر گذار تر اعلام کنیم.

                      1

امیدوارم کسانی که ادعای دوست داشتن محیط زیست را دارند، در موعد مقرر حاضر شوند و محیط زیست را این چنین تنها و بی کس، به امید خدا رها نکنند!

همراه شو عزیز

تنها نمان به درد

کین درد مشترک

هرگز جدا جدا درمان نمی شود!

تجمع حامیان محیط زیست ایران

اعتراض به قتل عام پرندگان بختگان ، روز دوشنبه مقابل سازمان محیط زیست

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin نوشته شده در  جمعه 1386/06/02ساعت 22:55  توسط اینجی  | 

           30 مرداد عزای عمومی و اعتراض وبلاگ نویسان به قتل عام پرندگان در بختگان

جوجه فلامینگو های عزیز؛ آرام و ابدی بخوابید که ما هم آرامیم! ما هم آرام خوابیده ایم. ما فقط گاه گاهی بیدار می شویم و چند خطی که شاید تند و تیز هم باشد، در وبلاگ هایمان می نویسیم تا وجدان هایمان هم مثل خودمان آرام شود و بعد می رویم دوباره می خوابیم!

              فلامینگو های بختگان

این بار داریم راجع به فلامینگو های نمک سود شده می نویسیم. بله؛ نمک سود! می بینید که بالاخره این سدسازی ها یک "سود"ی هم پشت بندشان دارند! ای بابا! شما هم که انگار خیال سازش ندارید و باید همیشه اعتراض کنید! حالا مگر چهفرقی می کند که پیش از "سود" نمک باشد یا چیز دیگری؟! مهم این است که سود دارد! آن هم چه سودی! حتماً سودش زیاد بوده که این همه اعتراض علیه آبگیری سد سیوند هم اثر نکرد و دل مسوولان را نرم نکرد!

خواستم بگویم دوستان عزیز و سبز! خواهش می کنم این قدر نرمی و لطافت گل ها و درختان سبز را به ارث نبرید، این قدر هم آرام نمانید! اگر جوجه فلامینگو ها آرامند برای این است که نمی توانند آرام نباشند، توانش را ندارند با آن زبان ها و گلوها ی خشک شده اشان. اگر درختان در مقابل ضربه های تبر آرام ایستاده اند، برای این است که نمی توانند حرکت کنند، اگر کوروش کبیر آرام خفته است، برای این است که دیگر در این دنیا نیست و لابد زمانی خیال می کرده که ما؛ یعنی آیندگان این سرزمین، بیداریم. بیدار ِ بیدار ِ بیدار!!

مگر چند نفر به نوشته های وبلاگ هایمان اهمیت می دهند؟! مگر مسوولان، نوشته های وبلاگ ها را خطری برای اعمال ِ خطای خود می بینند و با نوشته های ما از ویرانگری و سهل انگاری اشان دست بر می دارند؟!

شاید سازمان حفاظت از محیط زیست دلش یک تجمع اعتراض آمیز می خواهد. ؟

 

30 مرداد عزای عمومی و اعتراض وبلاگ نویسان به قتل عام پرندگان در بختگان

تصاويرتكان‌دهنده از مرگ‌ 2 هزار جوجه فلامينگو در دریاچه بختگان

تصویر جان دادن گوزن های زرد دریاچه ارومیه در میان شوره زار ناشی از احداث سد !

وقت آن نرسيده است؟

عاملين جنايت بختگان را به دادگاه بكشانيم

 

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin نوشته شده در  یکشنبه 1386/05/28ساعت 1:59  توسط اینجی  | 

اینو ببینید:

کاریکاتور... 

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin نوشته شده در  شنبه 1386/02/08ساعت 0:6  توسط اینجی 

 

هم میهنان :

در روزگاری که ،  از هرسو ، هویت ، فرهنگ و تمدن کهن ایران زمین مورد حمله قرار می گیرد ؛ خبرهایی مبنی بر موافقت رییس سازمان میراث فرهنگی – که وظیفه ی  حفظ و پاسداری از میراث فرهنگی ، باستانی و ملی را دارد- نسبت به آبگیری سد سیوند به گوش می رسد . و به تبع آن ، تنگه بلاغی ، که در سینه ی خود آثار بی نظیر و ارزشمند باستانی فراوانی را دارد به زیر آب خواهد رفت  و علاوه بر آن به ، آرامگاه کوروش ، نماد حقوق بشر ، دشت پاسارگارد ، راه شاهی ، محوطه پارسه ، و حتی درختانی با قدمت بیش از 500 سال آسیب جدی خواهد رسید .

از همین رو ، ما ، جمعی از دوستداران فرهنگ و تمدن ایران برآنیم تجمع اعتراض آمیزی را روز شنبه ،

۱۳۸۶/۲/۱ ساعت 10 صبح برابر سازمان میراث فرهنگی برگزار کنیم و در این راه دست تمامی هم وطنان عزیز را می فشاریم . زیرا که معتقدیم،فردا برای نجات یادگارهای تاریخی این مرز و بوم بسیار دیر است .

 

 امضا کنندگان :

کمیته ی دانشجویی دفاع از پاسارگاد

کانون دانشجویان مسلمان

دفتر تحکیم وحدت

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin نوشته شده در  پنجشنبه 1386/01/30ساعت 13:0  توسط اینجی 

 

                       

 

افتتاح سد سیوند(نیک آهنگ کوثر) :

                افتتاح سد سیوند

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin نوشته شده در  چهارشنبه 1386/01/29ساعت 21:40  توسط اینجی 

 

چهارشنبه ۲۵ بهمن جمعیتی حدود ۲۵۰ نفر در اعتراض به آبگیری سد سیوند در مقابل مجلس تجمع کردند. گزارش و عکس هایی از این تجمع را در وبلاگ علیه آبگیری سد سیوند می توانید ببینید.

گرچه ماموران اجازه ی عکاسی از تجمع را به کسی نمی دادند،  (همین عکس های محدود هم مخفیانه گرفته شده) با این حال جای خوشحالی دارد که خبر تجمع در مقابل مجلس در صفحه ی اول بعضی روزنامه ها از جمله کار و کارگر ، آینده نو ، اعتماد و اعتماد ملی چاپ شد.

امیدوارم با پیگیری و اعتراضات منسجم تر ، جلوی تخریب آثار ملی و میراث فرهنگی گرفته شود. چون تجربه نشان داده است که مسوولان بر خلاف آن چه وانمود می کنند ، اصلاْ دلسوز و مسوول نیستند!

همچنین امیدوارم این غیرت معروف و بی مصرف ایرانی ها بالاخره در مسیر مفیدی بیفتد و باعث شود مردم نسبت به کشور خودشان و آیندگان هم غیرت داشته باشند!

 

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin نوشته شده در  جمعه 1385/11/27ساعت 14:44  توسط اینجی  | 

در بند هـ از ماده 117 قانون برنامه پنج‌ساله چهارم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كشور، الزامي براي دولت جمهوري اسلامي ايران ايجاد شده كه با خواندنش هم احساس غرور كردم، هم افسوس خوردم و هم حيرت‌زده شدم! بر پايه‌ي آن الزام قانوني: «دولت مؤظف است، به منظور اهتمام ملّي در شناسايي، حفاظت، پژوهش، مرمت، احياء، بهره‌برداري و معرفي ميراث فرهنگي و ارتقاء توان گردشگري، توليد ثروت و اشتغال‌زايي و مبادلات فرهنگي در كشور، اقدام به شناسايي و حمايت از آثار فرهنگي تاريخي حوزه فرهنگي ايران موجود در كشورهاي همسايه و منطقه به عنوان ميراث فرهنگي مشترك كند.»
    بي‌گمان، خواندن اين بند براي هر ناظر مستقل و فرهنگ‌دوستي اسباب مسرت خاطر را فراهم مي‌آورد، اينكه در يك گوشه از اين عالم، دولتي وجود دارد كه نه‌تنها براي حفظ ميراث‌هاي تاريخي و ملّي خويش در درون مرزها احساس مسئوليت كرده و حاضر به سرمايه‌گذاري و صرف هزينه است، بلكه اين مسئوليت شايان تحسين را به خارج از محدوده‌ي سياسي خويش نيز بسط داده و براي پاسداري از هرآنچه كه با ايران و ايراني درارتباط است، فارغ از مرز سياسي مرسوم، حاضر به اختصاص بودجه از درآمدهاي ملّي است. حتا آقاي دكتر حداد عادل، عالي‌ترين فرد در قوه‌ي مقننه ديروز از اين هم فراتر رفت و نشان داد كه جمهوري اسلامي ايران براي پاسداري از اماكن فرهنگي تاريخي ديگر ملل جهان نيز حساسيت داشته و از همين رو، طي نامه‌اي به مديركل يونسكو، نسبت به تخريب بخشي از مسجد‌الاقصي كه در سياهه‌ي ميراث جهاني يونسكو ثبت شده است، رسماً هشدار داد.

 اسباب خوشحالي هنگامي افزوده مي‌شود كه بدانيم، مسأله‌ي حفظ استقلال و هويت فرهنگي و تاريخي اين كشور از چنان اهميتي برخوردار است كه صراحتاً در اصل يكصد و بيست و يكم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران نيز بر آن تأكيد شده و رئيس جمهور در بخشي از سوگندنامه‌ي خويش مؤظف است تا قسم ياد ‌كند كه «براي حفظ استقلال فرهنگي كشور از هيچ اقدامي دريغ نخواهد ‌ورزيد.»
    اين شواهد را بگذاريد كنار ديگر موافقتنامه‌ها، پيمان‌ها و كنوانسيون‌هاي بين‌المللي كه دولت ايران در شمار نخستين امضاءكنندگان آنها بوده و به صراحت در اين عهد‌نامه‌هاي جهاني قيد شده: اعضاء بايد در حفظ و حراست از ميراث‌هاي ملي و كهن‌زادبوم‌هاي تاريخي خويش، نهايت تلاش و كوشش خود را به عمل آورند. معاهده‌هايي نظير: بند نهم از ماده‌ي ۸ اساس‌نامه‌ي كيفرى بين‌المللى كه صراحتاً «حمله به آثار تاريخى را در زمره‌ي جنايت جنگى برشمرده و در رديف جناياتى چون كشتار عمدى، شكنجه، تبعيد غير‌قانونى، تجاوز و ... قرار داده است.» و يا بر بنياد ماده‌ي 27 اعلاميه‌ي جهاني حقوق بشر و همچنین کنوانسیون ميراث طبیعی و تاریخی «دفاع از تمامي سازه‌های تاریخی و باستانی از حقوق شهروندان به حساب آمده و حق تخریب و تجاوز به آنها از دولت‌ها سلب شده است.»
    حتا كماكان مي‌توان به اين سياهه‌ي تمام‌نشدني از مهمل‌ها و تعهدات قانوني حفظ آثار تاريخي، مواد بيشتري را اضافه كرد؛ نظير میثاق اجتماعی ـ فرهنگی ملل متحد که در ماده‌ی ۲۵ آن، آشكارا میراث فرهنگی را در زمره‌ی حقوق بشر و از مصاديق بارز آن عنوان كرده است؛ اصلي كه رعايت آن با توجه به ماده‌ی ۹ قانون مدنی ایران در حکم قانون داخلی محسوب شده و هر ایرانی می‌تواند به آنها استناد کند. به سخني ديگر، چون این معاهدات قانون‌ساز بوده‌اند، هر قانونی که برخلاف اینها باشد، وجاهت قضایی خويش را براي استناد دادگاه از دست مي‌دهد. در نتيجه مطابق اصل نود قانون اساسي، چنانچه هر يك از شهروندان ايراني از طرز كار هر يك از قواي سه‌گانه در اين خصوص شكايت داشته باشند، مي‌توانند درخواست پيگيري و رسيدگي كرده و مجلس شوراي اسلامي نيز مؤظف به پيگيري و پاسخگويي است.
    اين‌ها را گفتم تا بار ديگر به رخداد پرسش‌برانگيز سد سيوند بيانديشيم و حيرت كنيم كه چرا اين ميراث كهن ملّي بايد تا اين درجه ناديده گرفته شده و مظلوم واقع شود؟

 آقاي حداد عادل عزيز!
     يعني دشت پاسارگاد و مجموعه‌اي بالغ بر 130 اثر تاريخي موجود در تنگه‌ي بلاغي با قدمتي بيش از هفت هزار سال، ارزش آن را ندارد و نداشت كه يك نامه هم به وزير نيروي خودمان بنويسيد و ضمن دعوت از او براي حضور در صحن مجلس، از ايشان بخواهيد در مورد تمهيدات كارشناسي و ارزيابي زيست‌محيطي اين طرح، پيش از ساخت براي نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي توضيح دهد! و براي اعضاي فعال!! فراكسيون محيط زيست بگويد كه با كدامين توجيه اقتصادي، مجوز احداث سدي داده شده است كه افزون بر هشت هزار درخت پانصدساله (بنه، زالزالك، ارژن و ...) و هزاران هكتار مراتع طبيعي را به ارزش تقريبي بيش از دو ميليارد دلار براي هميشه نابود خواهد كرد؛ درختاني كه به گفته‌ي دكتر پيمان يوسفي آذري، مديركل دفتر جنگل‌هاي خارج از شمال سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخيزداري كشور «حتا با صرف ميلياردها دلار هم امكان احياي آنها در آن اقليم خشك ديگر وجود ندارد!»
     آقاي حداد عادل!
     راست آن است كه شوربختانه بايد اعتراف كرد در جريان احداث سد سيوند، عدم استفاده از نظرات کارشناسی و مطالعات و پژوهش‌های لازم براي جانمايي صحیح سد از یک سو، سرمایه ملّی را به هدر داد و از سوی دیگر، سرمایه‌ي فرهنگی و معنوی يك ملّت بزرگ هم به خطر افتاد. به نحوي كه بسياري از فرهيختگان و دانش‌آموختگان وطن بر اين باورند كه این اقدام در مقایسه با نابودی دو مجسمه‌ي بودا در افغانستان به دست حكومت قرون وسطايي طالبان، تهدیدی به مراتب جدي‌تر علیه میراث فرهنگی و بشری به شمار می‌آید.

به راستي اين كدام توسعه‌ي سودآوري است كه بتواند خُسران نابودي بقایای کاخ داریوش، بقایای روستای هخامنشی، کارگاه سفالگری هفت هزار ساله، گورستان شش هزار ساله، برخی بقایای دوران ایلامی، گورستان سنگی ساسانی، کارگاه تولید شراب، خمره ذخيره‌ي آذوقه (بزرگترين ظرف باستاني ايران با 120 كيلوگرم وزن)، مسیر شاهی و تهديد ويراني آرامگاه كوروش را در پاسارگاد جبران كند؟!
     و اين مصاديق، تنها بخش کوچکی از آثار تاریخی گرانبهایی است كه در سایه‌ي جهالت و کوته‌نظری و بي‌تفاوتي مسئولان امر در شرف نابودی قرار گرفته است. چرا؟!
چرا كار را به اين بي‌ساماني رسانديم؟! چرا مسئولين وقت در زمان دو دولت پيشين سكوت كرده و بدين‌ترتيب بر ابعاد بحران افزودند؟
     و حال كه كار به اين فرجام ناميمون رسيده است، آيا دولت و حاکمیت مي‌توانند با اين استدلال که چون هزینه‌هايی گزاف براي ساخت اين پروژه شده است، با آبگيري آن موافقت كنند؟! چرا آن مديران ارشدي كه سبب‌ساز اين خسران بوده و هستند را مورد بازخواست قرار نمي‌دهيد؟
     چرا از آن مهندس ناظري كه نخست گزارش مي‌كند: بيشينه‌ي ارتفاع آبگيري سد 1805 متر است، امّا بعداً ‌سنجنده‌هاي GPS نشان مي‌دهند، اين ارتفاع 1851 متر است! (يعني فقط 4 متر كمتر از ارتفاع محل استقرار آرامگاه كوروش!) بازخواست نمي‌كنند؟
     و فاجعه و حيرت هنگامي ابعادي بزرگتر مي‌يابد كه بدانيم، حتا از منظر كشاورزي و تأمين آب زراعي نيز پاي اين استدلال بسيار چوبين بود! چرا كه به گفته‌ي دكتر عليرضا سپاسخواه: آبي كه براي توليد گندم در سطح 450 هزار هكتار از اراضي كشاورزي استان فارس اختصاص يافته، حدود دو برابر آب لازم براي توليد اين مقدار گندم است! به سخني ديگر، اگر چنانچه مديريت بهينه‌ي استحصال، توزيع و مصرف آب در استان به اجرا در‌‌مي‌آمد، آنگاه ديگر نيازي نبود كه به بهانه‌ي تأمين نياز آبی بخش كشاورزي، ديرينه‌ترين و ارزشمند‌ترين زادبوم‌هاي ايران، اين ميراث مشترك جهاني، در اثر ساخت سدهايي چون «سيوند» به زير آب رفته يا تهديد شوند!
     باز هم تكرار مي‌كنم: باور كنيد استان فارس باوجود برخورداري از بيشترين مناطق حفاظت‌شده و پارك‌هاي ملي، ارزشمندترين مكان‌هاي تاريخي و مشهورترين ابنيه مذهبي و مفاخر ادبي، به سهولت مي‌تواند نه‌تنها نيازهاي مردم خويش را تأمين كند كه بر درآمد سرانه‌ي ايرانيان نيز با جذب گردشگر بيافزايد. چرا به جاي كاهش وابستگي معيشتي به سرزميني كه پيوسته با بلايايي چون خشكسالي و سيل ويران‌گر مواجه است، باز هم بر طبل كشاورزي ناپايدار كوبيده و به بهانه‌ي خودكفايي و اقتدار ملّي، پايداري زيست ايرانيان فارس‌نشين را تهديد كرده و اقتدارشان را به مخاطره مي‌اندازيد؟

براي همين است كه از تو هموطن عزيز مي‌خواهم تا هر آنگونه كه مي‌تواني، فرياد اعتراضت را به اين اقدام نابخردانه و اين تاريخ‌كشان بي‌مثال بلند كن. همان گونه كه چهارشنبه‌ي گذشته بخشي از فرزندان پاكنهاد اين بوم و بر چنين كردند و از مأمورين حراستي ميراث فرهنگي و وزارت نيرو هم هراسي به دل راه ندادند.
     درود بر همت والاي‌شان.

این مطلب را دوست عزیزمان، آقای محمد درویش (وبلاگ مهار بیابان زایی) نوشته اند.

چرا با آبگيري سد سيوند مخالفم؟!

 

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin نوشته شده در  جمعه 1385/11/27ساعت 13:0  توسط اینجی  | 

سلام!

خبر جدید را در وبلاگ علیه آبگیری سد سیوند بخوانید.

متاسفانه باز هم دیر اطلاع رسانی شد. حداقل من که تازه خبر را دیده ام.

 

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin نوشته شده در  دوشنبه 1385/11/23ساعت 17:49  توسط اینجی 

 نوشته ای که در زیر به همراه عکس ها می آورم، گزارشی کوتاه است و امیدوارم به زودی بتوانیم گزارش دقیق و مفصلی را که حاوی سخنان دقیق مسوولان است، در وبلاگ جدیدی که بعد از تجمع ساخته شد، بخوانیم. 

ساعت ۹ صبح برای اعتراض به آبگیری سد سیوند جلوی ساختمان وزارت نیرو بودیم. تجمعی خودجوش که از طریق اس.ام.اس و اینترنت خبر دار شده بودند. و آمده بودند تا از مسوولین بخواهند منطقه ی تنگه بلاغی را که با آبگیری سد سیوند زیر آب می رود و پاسارگاد را که از رطوبت حاصل از آب سد و تغییرات اکوسیستم آن منطقه ی باستانی صدمه خواهد دید، نجات دهند و سد را آبگیری نکنند.

تجمع آرام تا ساعت ۱۰:۳۰ جلوی وزارت نیرو ادامه داشت. معترضان نامه ی سرگشاده ی خود را خطاب به وزیر نیرو و رییس سازمان میراث فرهنگی به مسوولان وزارت نیرو دادند تا به وزیر بدهند. (همین نامه ساعتی بعد به مسوولان سازمان میراث فرهنگی هم داده شد) روابط عمومی وزارت نیرو قول داد همایشی با حضور خبرنگاران و معترضان به آبگیری سد سیوند و مسوولان وزارت نیرو برگزار کنند و در آن به تمام سوالات معترضان به آبگیری سد سیوند پاسخ داده شود و تا آن موقع سد سیوند آبگیری نشود. مسوولان وزارت نیرو گفتند که سد هنوز آبگیری نشده و برای آبگیری سد مجوز کتبی سازمان میراث فرهنگی لازم است.

تجمع روز 18 بهمن در اعتراض به آبگیری سد سیوند

بعد از آن، عده ای از افراد حاضر در تجمع به سازمان میراث فرهنگی رفتند. در همان چند دقیقه ی اول حراست سازمان میراث فرهنگی شروع کرد به برخورد بد و عصبی کردن با افراد و حتی سعی کرد با فریاد زدن و برخورد تند مانع عکس گرفتن خبرنگاران از تجمع اعتراضی شود و فیلم دوربین آنها را بگیرد. اما خوشبختانه خبرنگاران هوشیار تر از آن بودند که از حق خودشان که خبر و عکس تهیه کردن است، بگذرند.

تجمع روز 18 بهمن در اعتراض به آبگیری سد سیوند

مسوولان سازمان میراث فرهنگی که سعی کردند نماینده ای از آن جمع خودجوش پیدا کنند و نماینده یا جمع را به داخل سازمان ببرند اما موفق نشدند و مصمم بودن افراد را دیدند، از حربه ی دیگری برای مخالفت با تجمع آرام استفاده کردند؛ ماموران میراث فرهنگی چند تا پلاکارد بزرگ دهه ی فجری آوردند و سعی کردند تا آنجا که می توانند پارچه ها را بالا نگه دارند تا تجمع را بپوشانند! با این کار گویا میراث فرهنگی می خواست آشکارا مخالفت و دهن کجی خود را با تجمع، به مردمی که رد می شدند نیز اعلام کند!

عکس تجمع روز 18 بهمن در اعتراض به آبگیری سد سیوند

عکس تجمع روز 18 بهمن در اعتراض به آبگیری سد سیوند

همین کار باعث شد معترضان که تا قبل از این بی آنکه جلوی رفت و آمد در پیاده رو را بگیرند، بالای پله های ورودی سازمان ایستاده بودند و در سکوت پلاکاردها و شعار های خود را بالا نگه داشته بودند، یک قدم جلوتر بیایند و با ایستادن روی جدول، بالاتر از پلاکارد دهه ی فجر قرار بگیرند.

عکس تجمع روز 18 بهمن در اعتراض به آبگیری سد سیوند

 [این مامور سازمان میراث فرهنگی در سمت راست تصویر که لباس توسی پوشیده، سعی کرد بقیه ی ماموران را مجبور کند پلاکارد دهه ی فجر را بالا بگیرند تا معترضان معلوم نشوند و بعد از آن شروع به توهین کردن به حاضران در تجمع کرد و بعد ناگهان به یک نفر از حاضران تجمع، حمله ور شد و پیش از آنکه دوستان جلویش را بگیرند به او مشت زد. بعد از آن که خانمی به مسوولان حراست معترض شد، آنها گفتند او از کارمندان سازمان نیست و بلافاصله او را به داخل ساختمان بردند.]

تصاویری از تجمع 18 بهمن در اعتراض به آبگیری سد سیوند

تصاویری از تجمع 18 بهمن در اعتراض به آبگیری سد سیوند

تصاویری از تجمع 18 بهمن در اعتراض به آبگیری سد سیوند

تجمع روز 18 بهمن در اعتراض به نابودی پاسارگاد

تجمع تا ساعت 2 بعد از ظهر که مهندس موسوی، معاون پژوهشی پژوهشگاه سازمان میراث فرهنگی آمد، ادامه داشت و دوستان حتی در زیر باران نیز جلوی در سازمان میراث فرهنگی ایستاده بودند و پلاکاردهای خور را بالا نگه داشته بودند. آقای موسوی گفت: عملیات باستان شناسی که توسط باستان شناسان میراث فرهنگی در تنگه بلاغی انجام شده، کامل ترین عملیات باستان شناسی است که تا کنون در کشور انجام شده. وی همچنین گفت: سازمان میراث فرهنگی هنوز به وزارت نیرو اجازه ی آبگیری نداده است. او دقیقاً روشن نکرد که سازمان بالاخره عملیات باستان شناسی و کاوش در آن منطقه را تمام شده می داند یا خیر. اما ضمن صحبت هایش اشاره کرد: اگر قرار باشد به خاطر آثار باستانی، تاسیسات جدیدی ساخته نشود، در هیچ جای کشور نباید چیزی بسازند چون همه جا به همان اندازه آثار باستانی دارد. این سخن اغراق آمیز این متخصص باستان شناسی موجب تعجب و اعتراض حاضران شد. آقای موسوی با ظاهری مهربان و معلم گونه (!!) اظهار کرد:« ما خیلی خوشحالیم که شما اینجا هستید و ای کاش همه ی مردم مثل شما به میراث فرهنگی اهمیت می دادند....» که البته برخورد بدی که ساعاتی قبل، از طرف سازمان میراث فرهنگی با حاضران تجمع شد، به شدت با این گفته تناقض داشت.

سید مهدی موسوی معاون پژوهشی پژوهشگاه سازمان میراث فرهنگی

سخنان وی که بیشتر توجیهی بود مبنی بر اینکه دولت خیلی به آثار ملی و باستانی اهمیت می دهد و اگر سازمان به این نتیجه برسد که آبگیری سد، ذره ای به محوطه ی باستانی آسیب می رساند، به هیچ وجه با آبگیری آن موافقت نمی کند، معترضان را قانع نکرد و آن ها همچنان خواستار این بودند که سازمان میراث فرهنگی مجوز آبگیری سد سیوند را به وزارت نیرو ندهد. پس از آن به پیشنهاد مسوول سازمان میراث فرهنگی، قرار شد سازمان میراث فرهنگی معترضان را به منطقه ی باستانی ببرد و از نزدیک موقعیت آنجا را به آن ها نشان بدهد. حاضران که معتقد بودند برای این کار متخصصان باستان شناس مستقل باید حضور داشته باشند و تنها نظر باستان شناسان وابسته به سازمان میراث فرهنگی برای تایید ِ کامل شدن کاوش ها کافی نیست، اعلام کردند که ما خودمان از کارشناسان و باستان شناسان مستقل دعوت می کنیم بیایند. مسوولان میراث زمان این جلسه و بازدید از منطقه را «تا کمتر از یک ماه دیگر» ذکر کردند. و قول دادند تا پیش از آن اجازه ی آبگیری سد را ندهند. همچنین، مسوولان سازمان میراث فرهنگی قول دادند طی این مدت کوتاه گزارش و نتایج دقیق کاوش های منطقه را منتشر کنند. و اعلام کردند این گزارش ها را در سایت میراث فرهنگی می زنند. مدیر روابط عمومی سازمان میراث فرهنگی همچنین گفت از سوی رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری اعلام می کنم که نمایندگان ما در مناظره ای با حضور نمایندگان وزارت نیرو و نهاد های غیر دولتی حضور خواهند یافت.

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin نوشته شده در  جمعه 1385/11/20ساعت 1:2  توسط اینجی  | 

سلام!!!!

دیروز روزنامه ی اعتماد ملی خبر تجمع را زده بود و امروز هم آینده نو خبر را در صفحه ی اول زده است.

سایت خبرگزاری میراث فرهنگی هم  و تصاویری از این تجمع ارایه داده است. 

گزارش خبرگزاری میراث (۱)

گزارش خبرگزاری میراث (۲)

عکس های خبرگزای میراث از تجمع (۱)

عکس های خبرگزاری میراث از تجمع (۲)

عکس های وبلاگ هیس از تجمع

با تشکر از آقای ظهوری و خانم موسوی و دیگر خبرنگاران و عکاسان که نامشان را نمی دانم و از تجمع خبر و گزارش تهیه کردند.

دیروز عصر با این که خیلی خسته بودم،  (از ساعت ۹ صبح که جلوی وزارت نیرو بودیم تا ۲ بعد از ظهر که از جلوی در اصلی سازمان میراث فرهنگی برگردیم، یک بند سر پا ایستاده بودیم با دست های بالا نگه داشته که باعث شد از کت و کول بیفتیم) وقتی رسیدم خانه از هیجان نشستم پای کامپیوتر که عکس ها را در وبلاگ بگذارم و برای دوستانی که ایمیلشان را دادند بفرستم. اما سرعت اینترنت به حدی کم بود که فقط یک ساعت نشستم تا ۱۰ تا عکس برای خبرنگار آفتاب (اگر اسم روزنامه را اشتباه نکنم) بفرستم. بعدش هم یک ساعت، یک ساعت و نیم، عکس آپلود کردم تا در وبلاگ بگذارم اما با یک نام کاربری و رمز خواستن بی موقع بلاگفا همه ی زحمتم هدر رفت و عصبانی شدم و کار را به وقت بهتری موکول کردم. ساعت ۸:۳۰ شب هم از خستگی خوابم برد.

از همینجا از همه ی دوستان حاضر در تجمع تشکر می کنم. با اینکه عده به خاطر اطلاع رسانی ضعیف،  زیاد نبود اما دوستان به حدی مشتاق و پی گیر بودند که آدم حسابی دل گرم و هیجان زده می شد. 

منتظر عکس و گزارش در این وبلاگ باشید.

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin نوشته شده در  پنجشنبه 1385/11/19ساعت 13:3  توسط اینجی  | 

 

بزرگراه کردستان- نرسیده به نیایش- سمت راست- ساختمان مرکزی وزارت نیرو
ساعت 9 صبح روز چهارشنبه 18 بهمن
، در دفاع از حفظ پاسارگاد جمع می شویم.
امیدواریم همه ی دوستداران میراث و محیط زیست را روز چهارشنبه جلوی وزارت نیرو ، برای اعتراض به آبگیری سد سیوند، در این حرکت جمعی ببینیم.
دیگر برای نجات آن منطقه ی باستانی (منطقه سیوند و تنگه بلاغی) ، تنها در اینترنت نوشتن و امضا کردن کافی نیست. پس بیایید با حضور آرام خود در موعد مقرر، نگرانی و اعتراض خود را پیش از آنکه دیر شود، اعلام کنیم.
----------------------------------------------
لطفاً زمان و مکان این تجمع را به همه اعلام کنید. و خواهشمندیم در اسرع وقت در وبلاگ خود هم این خبر را منتشر کنید.

به امید دیدار

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin نوشته شده در  دوشنبه 1385/11/16ساعت 22:45  توسط اینجی  | 

 

26 دی ماه روز ملی حمایت از حیوانات

در این مورد اینجا را بخوانید.

مطلب محمد درویش در رابطه با این روز

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin نوشته شده در  سه شنبه 1385/10/26ساعت 1:16  توسط اینجی  | 

آمارهاي سال گذشته مديرطرح جامع كاهش آلودگي هواي تهران هم نشان مي‌دهد روزانه ‌27 تهراني بر اثر آلودگي هوا جان خود را از دست داده‌اند و بر اساس اعلام مشاور شهردار تهران در امور محيط زيست، تنها در آبان ماه  امسال3600 نفر بر اثر آلودگي هوا در تهران جان باخته‌اند.

از سوي ديگر سازمان بازرسي كل كشور در گزارش اخير خود اعلام كرد: فقدان متولي مشخص در امر مديريت و كنترل آلودگي هوا و انجام اين مهم توسط كميته‌اي با ده عضو تحت عنوان «كميته اجرايي كاهش آلودگي هوا» و همچنين بررسي مصوبات اين كميته نشان مي‌دهد به علت ناكارآمدي، نبود ضمانت اجرايي لازم و تعلل برخي دستگاه‌ها، مصوبات كميته مزبور در برخي موارد اصولا به اجرا در نيامده يا صرفا بخشي از آن عملي شده كه مجموعه شرايط فوق منجر به تشديد وضعيت نگران كننده كنوني شده است.

مسؤولان و كارشناسان در گفت‌وگو با ايسنا با تاكيد بر اين كه مصوبات كميته كاهش آلودگي هواي تهران از ضمانت اجرايي لازم برخوردار نيست خواستار تشكيل دادگاه ويژه آلودگي هوا در تهران شدند.

همچنين در حالي كه به اعتقاد كارشناسان زنگ خطر آلودگي هواي تهران به صدا درآمده است، رييس ستاد هواي پاك شهرداري تهران گفته است كه متوليان در كاهش آلودگي هوا موفقيتي كسب نكرده‌اند و مردم بايد انتظارات خود را در خصوص كاهش آلودگي هوا از دستگاهها مطالبه كنند. از سوي ديگر ضمانت اجرايي قوي در مصوبات كاهش آلودگي هواي تهران وجود ندارد و دستگاههاي ناظر نمي‌دانند بايد از چه كسي در زمينه آلودگي هواي تهران پاسخ بخواهند و به اعتقاد يكي ديگر از كارشناسان در طول يك سال گذشته فعاليتهاي انجام شده در زمينه كاهش آلودگي هوا نمود چنداني نداشته است.

گزارش بانك جهاني هم حاكيست خسارات ساليانه آلودگي هوا در ايران 14 هزار و 420 ميليارد ريال معادل 6/1 درصد توليد ناخالص داخلي است.

همچنين بر اساس اعلام شركت كنترل كيفيت هوا سالانه حدود يك ميليون و 645 هزار تن انواع آلاينده‌ها تنها از منابع متحرك به هواي تهران وارد مي‌شود كه از اين رقم حدود يك ميليون و 354 هزار تن آلاينده منوكسيدكربن، حدود 19 هزار تن آلاينده ذرات معلق، بيش از 109 هزار تن اكسيدهاي ازت و 156 هزار تن هيدروكربن است و بر اساس جديدترين گزارش بانك جهاني خسارت سالانه آلودگي هوا در ايران تا 10 سال آينده با 2 برابر شدن به حدود 16 ميليارد دلار در سال 2016 ميلادي مي‌رسد.

مديركل محيط زيست استان تهران:

دادگاه ويژه آلودگي هوا در تهران ايجاد شود

دستگاههاي اجرايي علي‌رغم پايان مهلت، گزارش اقدامات خود در خصوص كاهش آلودگي هوا را ارايه نكرده‌اند

كميته عالي كاهش آلودگي هوا به رياست معاون اول رييس‌جمهوري تشكيل شود

مهندس بزرگيان، مديركل محيط زيست استان تهران و دبير كميته هماهنگي و نظارت مواقع اضطراري آلودگي هواي تهران نيز با تاكيد بر ضرورت ايجاد دادگاه ويژه آلودگي هوا در تهران گفت: وضعيت آلودگي هواي پايتخت اگر وزش باد و بارندگي امسال را در نظر نگيريم، «بحراني» است.

وي با اشاره به اين كه تا 18 آذر ماه دستگاههاي اجرايي مهلت داشتند كه گزارش خود را در زمينه اقدامات انجام شده در كاهش آلودگي هوا ارايه كنند، افزود: بسياري از دستگاهها تا كنون اين گزارش را اريه نكرده‌اند و برخي هم گزارش عملكرد سال‌هاي قبل خود را ارايه كرده‌اند!

مديركل محيط زيست استان تهران با تاكيد بر اين كه كميته اجرايي كاهش آلودگي هواي تهران ضعيف است، گفت: افراد عضو در اين كميته اختيار تصميم‌گيري ندارند.

وي تاكيد كرد: براي حل مشكل آلودگي هواي پايتخت بايد كميته‌اي در سطح عالي به رياست معاون اول رييس‌جمهوري و دبيري سازمان محيط زيست تشكيل شود و در آن رؤساي دستگاهها عضو باشند. از سوي ديگر شوراي نظارتي نيز متشكل از نمايندگان 3 قوه بايد بر عملكرد اين كميته نظارت كنند.

وي با تاكيد بر اين كه آلودگي هوا يك بحران ملي است، گفت: اين بحران همپاي زلزله خطرناك است و خسارات آن بيش از آن چيزي است كه ما تصور مي‌كنيم.

بزرگيان گفت: بخش اعظم كار در كاهش آلودگي هوا بر عهده وزارتخانه‌هاي نفت، صنايع كشور و شهرداري است و اگر هر يك از آنها كار خود را انجام ندهند، محيط زيست به عنوان متولي نظارت اهرمي براي الزام كار به اين بخشها را در اختيار ندارد.

مدير كل محيط زيست استان تهران با اشاره به اينكه 30 درصد آلودگي هواي تهران مربوط به 540 هزار صنعت در تهران است، به ايسنا گفت: متاسفانه تنها 5 تا 7 درصد اين صنايع مورد پايش قرار مي‌گيرند. {...}بايد گفت كه 70 تا 80 درصد صنايع در استان تهران مجوز سازمان محيط زيست را ندارند.

رييس سابق سازمان حفاظت محيط زيست:

زنگ خطر آلودگي هواي تهران به صدا درآمد

هر روزي كه در اجراي برنامه كاهش آلودگي هواي تهران تأخير شود، مشكلات و چالشهاي جديد ايجاد مي‌شود

رييس سابق سازمان حفاظت محيط زيست به كميته اجرايي كاهش آلودگي هواي تهران اشاره كرد و يادآور شد: اين كميته كه وظيفه هماهنگي فرابخشي بين 15 دستگاه اجرايي را دارد در دوره قبل هر 2 هفته يكبار تشكيل مي‌شد؛ حال چرا با نظم و جديت دنبال نمي‌شود؟

معاون محيط زيست انساني سازمان حفاظت محيط زيست:

عدم هماهنگي بين سازمان‌ها مهمترين مشكل در كاهش آلودگي هواي تهران است

رييس ستاد هواي پاك شهرداري تهران:

متوليان آلودگي هوا در كاهش آلودگي هوا موفقيتي كسب نكرده‌اند

سپردن آلودگي هوا به باد نشانه شكست برنامه‌هاي كاهش آلودگي هواست

مردم بايد انتظارات خود را در خصوص كاهش آلودگي هوا از دستگاهها مطالبه كنند

تنها راه كاهش آلودگي هواي تهران گسترش حمل و نقل عمومي است

رفع بحران آلودگي هواي تهران نيازمند استفاده از حمايتهاي بين‌المللي است

ضمانت اجرايي قوي براي مصوبات كاهش آلودگي هواي تهران وجود ندارد

دستگاههاي ناظر نمي‌دانند بايد از چه كسي در زمينه آلودگي هواي تهران پاسخ بخواهند

 روزانه يكهزار و 200 تا يكهزار و 400 دستگاه خودرو به تهران افزوده مي‌شود ولي خودروي فرسوده از رده خارج نمي‌شود

مدير طرح جامع كاهش آلودگي هواي تهران:

تهران 11 برابر مسكو و 23 برابر سن پترزبورگ آلوده‌تر است

مهمترين مشكل آلودگي هواي تهران عدم اجراي قانون است

بايد از تردد خودروهاي دودزا بر اساس قانون جلوگيري شود

فاجعه لندن روزي در تهران اتفاق مي‌افتد

ترافيك تهران بزودي قفل مي‌شود

خلاصه ای از گزارش ايسنا در آستانه هفته هواي پاك

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin نوشته شده در  یکشنبه 1385/10/24ساعت 2:53  توسط اینجی  | 

قرعه <تخريب پارك‌هاي جنگلي تهران> اين بار به نام پارك جنگلي <خرگوش‌دره> صادر شد.

بدين ترتيب، خرگوش‌دره بعد از 2 پارك جنگلي لويزان و سرخه‌حصار كه هر دو در همين يك‌سال اخير تخريب شدند سومين پارك جنگلي تهران است كه قرار است بزرگراه ديگري را از ميان خود عبور دهد.

به موجب طرح شهرداري تهران قرار است به منظور اتصال بزرگراه همت به آزادگان كه بخشي از آن از داخل پارك جنگلي خرگوش‌دره عبور مي‌كند، بالغ بر 4000 اصله درخت ديگر قطع و ريشه‌كن شود.

اين در حالي است كه شهرداري تهران پيش از اين نيز يك بار ديگر در يك عمليات شبانه و غيرقانوني در سال 83،‌اقدام به تخريب بخش‌هايي از اين پارك كرده بود كه با ممانعت منابع طبيعي مواجه شد و با تشكيل پرونده در محاكم قضايي اين عمليات تا به امروز متوقف ماند. ‌

در اسفندماه سال 83،‌لودرهاي پيمانكار شهرداري تهران، شبانه وارد پارك جنگلي خرگوش‌دره شدند و در كمتر از يك ساعت بيش از 1200 اصله درخت 35 ساله را ريشه‌كن و قطع كردند.

با اين حال آنچه از اظهارات اخير مديرعامل سازمان فني مهندسي شهرداري تهران مي‌توان استنباط كرد، اين است كه قرار است يك‌بار ديگر ريه‌هاي تنفسي اين شهر در گوشه‌اي ديگر از پايتخت به طور شبانه از ميان برداشته شود.

.........................(مطلب کامل)

اما قرباني ديگر كداميك از پارك‌‌هاي جنگلي تهران است؟ پارك جنگلي قوچك؛ اينجا هم قرار است با تعريض اتوبان بابايي چندين هزار اصله درخت ديگر قطع و ريشه‌كن شود و مطابق معمول منابع طبيعي هم قبل از وقوع حادثه به جاي موضعگيري شفاف و ارائه اطلاعاتتنها به انكار و تكذيب مي‌پردازد تا بالاخره شبي فرا رسد كه قوچك هم به سرنوشت قبلي‌ها دچار شود و اينچنين ريه‌هاي تنفسي اين شهر به بهايي نازل حراج مي‌شود!

منبع:اعتماد ملی

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin نوشته شده در  سه شنبه 1385/08/30ساعت 13:39  توسط اینجی  |