در عین تحسین ِ مارکز، با او هم فکر نیستم که مرگ، زن آبی پوشی است که موهای بلندی دارد. مرگ باید انسان سیاه پوش و سردی فارغ از جنسیت باشد با این توانایی که در یک لحظه، حقیقت ِ وجود ِ انسانی را به خاطره ای مبدل کند.

پ.ن: این روز ها دارم صد سال تنهایی را می خوانم.
+
مطلب را به بالاترین بفرستید:
نوشته شده در یکشنبه
1386/05/21ساعت 1:59  توسط اینجی
|