فقط دو تا بد شانسی می توانست موجب این تاخیر در نوشتن گزارش تجمع، یا گذاشتن عکس های تجمع دوشنبه 5 شهریور در وبلاگم شود؛ یک: مریضی ، دو: جا به جایی ِ کامپیوتر و در دسترس نبودن عکس های ذخیره شده در کامپیوتر قبلی.
دیگر برای گزارش نوشتن دیر است و برخی از دوستان پیش از این زحمت این کار را کشیده اند. من در این نوشته تنها اشاره ای به برخی از جوانب تجمع خواهم داشت.
بعد از تجمع چیزی که بیش از همه می پرسند،« موفقیت یا عدم موفقیت تجمع» است. پرسشی که به نظر من دست کم به این زودی پاسخش روشن نمی شود. یک حرکت اعتراضی مدنی می تواند در طولانی مدت تاثیر خود را نشان دهد؛ با تغییراتی هرچند جزئی در کنش های مسوولان، یا حتی با اندک تغییری در رفتار و پندار مردم و شهروندانی که سابقاً سهمی در روندِ تغییرات ِ محیط زیست خود نداشتند یا حتی در این مورد آگاهی و شناخت لازم را دارا نبوده اند.
بعد از تجمع 18 بهمن 85 رو به روی سازمان میراث فرهنگی کشور(که از اولین اعتراضات حضوری ِ (!) آن موقع در زمینه ی میراث فرهنگی و محیط زیست بود)، یاد گرفته ام که صرف ِ تایید و وعده و وعید گرفتن از مسوولان، و از موضع پایین برخورد کردن مسوولان با معترضین نمی تواند نشان دهنده ی موفق بودن تجمع اعتراضی باشد زیرا این قبیل رفتار ها می تواند برآمده از تاک تیک های طرف مقابل یا حتی دستور مبنی بر خاتمه دادن ِ مسالمت آمیز تجمع باشد و این جور مواقع هزار جور وعده داده می شود و حرف زده می شود که ممکن است از فردای تجمع دیگر قابل دسترسی و حتی پیگیری نباشد. در مملکت ما هم که آسان ترین و کارا ترین راه برای اشخاص (به خصوص اگر دارای سِمَتی باشند) باز است: تکذیب کردن یا مقصر دیگری پیدا کردن و به گردن این سازمان، آن نهاد، مسوولان دولت سابق و غیره و غیره انداختن!
بنابر این به نظر من در این جور اعتراضات نمی شود نتیجه را آنی تخمین زد و موفقیت یا عدم موفقیت ِ حرکت اعتراضی را مشخص کرد.
چیزی که موفقیت ِ یک حرکت را تضمین می کند، تداوم ِ حرکت و پیگیری ِ اعتراضات است. بی شک محیط زیست ِ در حال احتضار ِ ایران و وخامت ِ اوضاع، با یک بار تجمع کردن بهبود نمی یابد و به سامان نمی شود.
تنها موفقیتی که در این مورد رد خور ندارد و از همان ابتدا می شود فهمید، افزوده شدن ِ تعداد معترضان است؛ این که چند نفر برای احقاق حق خود و آینده گان آمده اند و این که این بار چند نفر بیشتر از بار قبل قدم رنجه کرده اند.
تجمع روز دوشنبه 5 شهریور در پایان، خواسته ای قابل پیش بینی داشت؛ استعفای هرچه سریع تر ِخانم واعظ جوادی از ریاست سازمان. طبیعتاً در برابر عملکرد وحشتناک و مخرب یک سازمان، تنها پاسخ می تواند برکناری ِ رئیس سازمان باشد. پس از آن است که تازه می توان با آقای ایکس و خانم ایگرگ درباره ی "عملکرد" سازمان بحث و مذاکره کرد! اگر مسوولان سازمان حاضر می شدند رسماً به تصمیمات غلط و مُخرب خود در پروژه های مختلف سازمان اعتراف کنند، و دلایل و مقصران ِ اصلی ِ این رخ داد های ناهنجار زیست محیطی را بدون توجیه برشمارند و طی بیانیه ای رسمی از مردم بابت خسارات جبران ناپذیری که به خاطر تصمیمات غیر مسوولانه ی سازمان حفاظت از محیط زیست، به محیط زیست ایران وارد آمده است، طلب بخشش کنند و متعهد شوند تا جایی که امکان پذیر است، جبران خسارت کنند، شاید دیگر خواسته ی مصرانه ی آن تجمع "استعفای هرچه سریع تر خانم واعظ جوادی، رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست" نبود. اما این بهایی است که سازمانی چنین بی کفایت که در حقیقت "باید" منجی ِ محیط زیست باشد ولی در عمل خود یکی از دشمنان محیط زیست شده است، باید بپردازد. زیرا سبزهای ایران به خاطر وقایع دلخراشی که تاکنون در عرصه ی محیط زیست کشور رخ داده است، خشمگین و اندوهگین هستند.
پ.ن: عکس های تجمع را می توانید در پست پایین ببینید.